لطیفه های فرانسوی با معنی فارسی





 

 

Comment un fonctionnaire fait-il un clin d'oeil ?

En ouvrant un oeil.

چطوری یک کارمند چشمک می زند؟

-        با باز کردن یک چشم

 

 

 

Un fonctionnaire se plaint :
- C'est épouvantable ! Avec mon nouveau chef, il m'est impossible de dormir au bureau.
- Pourquoi ? Il te surveille ?
- Non, il ronfle !

 کارمندی  از دست رئیس ناراحت است

-        دیگه نمیشه تحمل کرد! با وجود این رئیس جدید دیگر نمیشه توی اداره خوابید.

 

-       - چرا مگه بر تو نظارت داره؟

 

-      -  نه فقط زیاد خر خر می کند

 

 

 

"Les fonctionnaires sont un peu comme les livres d'une bibliothèque : ce sont les plus haut placés qui servent le moins"


G. Clemenceau

کارمندها مانند کتاب های یک کتابخانه اند.  کتاب های  قفسه های بالاتر،  کم ثمربخش ترین ها هستند. 

 

 

 

Que se disent deux fonctionnaires qui se croisent dans le couloir au bureau ?

- Ah ! Toi aussi tu as des insomnies !

دو کارمند وقتی توی راه رو  اداره به هم می رسند چه می گویند؟

-       - انگار تو هم  مرض بی خوابی داری؟

 

 

 

Ne dites pas à ma mère que je suis fonctionnaire, elle croit que je travaille !

 

به مادرم نگویید من کارمندم. فکر می کند من کاری دارم.

 

 

Pourquoi un fonctionnaire ne regarde pas par la fenêtre le matin.

- Pour se garder du travail pour l'après-midi.

چرا کارمند صبح از پنجره به بیرون نگاه نمی کند؟

-        برای این که برای بعد از ظهرش کاری برای انجام دادن ذخیره کرده باشد.

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آبان ۱۳۹۲ساعت 20:30 توسط Alireza |